مقدمه
دیوان بین المللی دادگستری به عنوان یک دادگاه جهانی عمل می کند. صلاحیت دیوان بین المللی دادگستری دو جنبه دارد:
مطابق با حقوق بینالملل در مورد اختلافات با ماهیت حقوقی که توسط دولتها به آن تسلیم میشود (صلاحیت قضایی در پروندههای اختلافی) تصمیم میگیرد.
و به درخواست ارگان های سازمان ملل متحد، آژانس های تخصصی یا یک سازمان مرتبط که مجاز به ارائه چنین درخواستی است (صلاحیت مشورتی) در مورد مسائل حقوقی نظرات مشورتی می دهد.
صلاحیت منازعه
دیوان بین المللی دادگستری در اعمال صلاحیت خود در پرونده های اختلافی، اختلافات ماهیت حقوقی که توسط دولت ها مطابق با قوانین بین المللی به آن ارائه می شود. یک اختلاف حقوقی بین المللی را می توان به عنوان اختلاف نظر در مورد یک مسئله قانونی یا واقعی، یک تضاد، یا تضاد دیدگاه ها یا منافع حقوقی تعریف کرد.
فقط دولت ها می توانند از دیوان بین المللی دادگستری درخواست دهند و در برابر آنها حاضر شوند. سازمان های بین المللی، سایر مقامات و افراد خصوصی حق ندارند در دادگاه شکایت کنند.
ماده 35 اساسنامه شرایطی را تعریف می کند که:
تحت آن کشورها می توانند به دیوان دسترسی داشته باشند. در حالی که بند اول از آن ماده بیان می کند که دادگاه برای کشورهای عضو اساسنامه باز است. ماده دوم برای تنظیم دسترسی در نظر گرفته شده است به دادگاه توسط کشورهایی که طرف اساسنامه نیستند. شرایطی که تحت آن این کشورها می توانند به دادگاه توسط شورای امنیت و با رعایت مقررات ویژه مندرج در معاهدات لازم الاجرا در شورای امنیت تعیین می شود. تاریخ لازم الاجرا شدن اساسنامه، با این شرط که تحت هیچ شرایطی، چنین شرایطی ایجاد نشود طرفین در موقعیت نابرابری در مقابل دیوان قرار دارند.
دادگاه تنها زمانی می تواند به یک اختلاف رسیدگی کند که کشورهای مربوطه صلاحیت آن را به رسمیت شناخته باشند. هیچ دولتی نمی تواند طرف دعوی در دادگاه باشد. مگر اینکه دادگاه به نحوی یا دیگری با آن موافقت کرده باشد.
مبنای صلاحیت دیوان بینالمللی دادگستری
صلاحیت دیوان در دعاوی دعوا بر اساس رضایت کشورهایی است که برای آن مفتوح است. بند 5 ماده 38 این آیین نامه دادگاه که از اول تیرماه 1357 لازم الاجرا شد مقرر می دارد: «زمانی که دولت متقاضی پیشنهاد میکند که صلاحیت دادگاه را بر اساس رضایتی که هنوز توسط کشوری که چنین درخواستی علیه آن انجام شده است صادر یا اعلام نشده است. تشخیص دهد. درخواست باید به آن دولت ارسال شود. با این حال، نباید در فهرست عمومی ثبت شود. و هیچ اقدامی در جریان دادرسی انجام نخواهد شد، مگر اینکه و تا زمانی که کشوری که چنین درخواستی علیه آن انجام شده است، با صلاحیت دادگاه برای اهداف پرونده موافقت کند.» شکلی که این رضایت در آن ابراز می شود. نحوه طرح دعوی در دادگاه را تعیین می کند.
(الف) توافقنامه ویژه
بند 1 ماده 36 اساسنامه مقرر می دارد که صلاحیت دیوان شامل کلیه مواردی است که طرفین به آن مراجعه می کنند. چنین پروندههایی معمولاً از طریق اطلاعرسانی به دفتر ثبت موافقتنامهای موسوم به توافقنامه خاص که توسط طرفین مخصوصاً برای این منظور منعقد شده است. در دادگاه مطرح میشود. موضوع دعوا و طرفین باید ذکر شود.
(ب) موضوعات پیش بینی شده در معاهدات و کنوانسیون ها
بند 1 ماده 36 اساسنامه همچنین مقرر می دارد که صلاحیت دیوان شامل کلیه مواردی است که به طور خاص در معاهدات و کنوانسیون های معتبر پیش بینی شده است. چنین موضوعاتی معمولاً از طریق برنامه کتبی مبنی بر شروع رسیدگی در دادگاه مطرح می شود. این یک سند یک طرفه است که باید موضوع دعوا و طرفین را مشخص کند. و تا آنجا که ممکن است، ماده ای را که متقاضی صلاحیت دادگاه را بر اساس آن تعیین می کند، مشخص کند.
به این اسناد باید معاهدات و کنوانسیون های دیگری را که قبلاً منعقد شده اند و صلاحیت صلاحیت دیوان دایمی دادگستری بین المللی را اعطا می کنند، اضافه کرد، زیرا ماده 37 اساسنامه دیوان بین المللی دادگستری تصریح می کند که هرگاه معاهده یا کنوانسیون در حال اجرا ارجاع به موضوعی را فراهم کند. به دادگاهی که توسط جامعه ملل تشکیل شده باشد، یا به دیوان دائمی دادگستری بینالمللی، موضوع بین طرفین اساسنامه به دیوان بینالمللی دادگستری ارجاع خواهد شد. در سال 1932، در مجموعه متون حاکم بر صلاحیت دادگاه دائمی مقررات مربوط به اسناد حاکم بر صلاحیت خود را بازتولید کرد. به موجب برخی از این مقررات اکنون بر صلاحیت دیوان بین المللی دادگستری حاکم است.
(ج) صلاحیت اجباری در دعاوی حقوقی
اساسنامه مقرر میدارد که یک کشور میتواند در رابطه با هر کشور دیگری که همان تعهد را میپذیرد. صلاحیت دادگاه را در دعاوی حقوقی اجباری بشناسد. چنین پرونده هایی با درخواست های کتبی در دادگاه مطرح می شوند. ماهیت اختلافات حقوقی که در رابطه با آنها چنین صلاحیت اجباری قابل تشخیص است در بندهای 2-5 ماده 36 اساسنامه ذکر شده است که به شرح زیر است:
1. کشورهای عضو این اساسنامه می توانند در هر زمان اعلام کنند که صرف واقع و بدون توافق خاص، در رابطه با هر کشور دیگری که این اساسنامه را می پذیرد، اجباری می شناسند. همان تعهد، صلاحیت دادگاه در کلیه دعاوی حقوقی مربوط به:
- تفسیر یک معاهده
- هر مسئله حقوق بین الملل
- وجود هر حقیقتی که در صورت اثبات، نقض یک تعهد بین المللی باشد.
- ماهیت یا میزان غرامتی که باید برای نقض یک تعهد بین المللی انجام شود.
2. اعلامیه های ذکر شده در بالا ممکن است بدون قید و شرط یا به شرط عمل متقابل از سوی چند دولت یا معین یا برای مدت معینی صورت گیرد.
3. چنین اعلامیههایی نزد دبیر کل سازمان ملل متحد سپرده میشود و او نسخههایی از آن را به طرفین اساسنامه و به دبیر دیوان ارسال میکند.
4. اعلامیههایی که بر اساس ماده 36 اساسنامه دیوان دائمی دادگستری بینالمللی صادر شده است و هنوز معتبر هستند، بین طرفهای این اساسنامه به منزله پذیرش صلاحیت اجباری دیوان بینالمللی دادگستری تلقی میشوند. دوره ای که طبق شرایط، هنوز باید اجرا کنند
(د) دیوان هر گونه سؤالی در مورد صلاحیت خود تصمیم می گیرد
بند 6 ماده 36 اساسنامه مقرر می دارد که در صورت بروز اختلاف در صلاحیت دیوان، موضوع با تصمیم دیوان حل و فصل می شود. ماده 79 آیین نامه ترتیبات اقامه اعتراضات بدوی را مقرر می دارد.
)ه) تفسیر حکم
ماده 60 اساسنامه مقرر می دارد که در صورت اختلاف بر سر معنا یا دامنه حکم، دادگاه بنا به درخواست هر یک از طرفین آن را تفسیر می کند. درخواست تفسیر ممکن است از طریق توافق خاص بین طرفین یا درخواست یک یا چند طرف باشد.
(ز) بازبینی یک حکم
درخواست تجدیدنظر در یک حکم تنها زمانی قابل طرح است که مبتنی بر کشف واقعیتی باشد که ماهیت آن عاملی تعیین کننده باشد، که در زمان صدور حکم، برای دادگاه و همچنین برای دادگاه ناشناخته بوده است. طرف مدعی تجدید نظر، همیشه مشروط بر اینکه جهل چنین طرفی ناشی از سهل انگاری نباشد. درخواست تجدید نظر با استفاده از یک برنامه انجام می شود.
معاهدات
برخی از معاهدات یا کنوانسیون ها صلاحیت قضایی را به دیوان می دهند. این یک رویه بینالمللی متداول شده است که قراردادهای بینالمللی – چه دوجانبه و چه چندجانبه – شامل مقرراتی میشوند که به عنوان بندهای قضایی شناخته میشوند. مشروط بر اینکه دستههای خاصی از اختلافات باید یا ممکن است تابع یک یا چند روش حل و فصل اختلافات صلحآمیز باشند. بندهای متعددی از این نوع توسل به سازش، میانجیگری یا داوری را پیش بینی می کنند. برخی دیگر فوراً یا در صورت عدم موفقیت سایر روشهای حل اختلاف، به دادگاه مراجعه می کنند.
بر این اساس، اگر اختلافی از نوع پیشبینیشده در بند قضایی یک معاهده بین کشورهای امضاکننده ایجاد شود. آنها میتوانند با ارائه درخواستی یکجانبه علیه طرف یا طرفهای دیگر دعوی کنند یا با آن طرف یا طرفهایی که ارائه میدهند، قرارداد خاصی منعقد کنند. برای موضوعاتی که باید به دیوان ارجاع شود. جمله بندی چنین بندهای قضایی از یک معاهده به معاهده دیگر متفاوت است.